باور نکردنی ثروت جان نعناع

[ad_1]

این واقعا یک معامله بزرگ نیست امروز برای پیدا کردن یک پنی دروغ گفتن در یک پارکینگ, اما بسیاری از سال پیش, آینده در سراسر پایین ترین مخرج ما ارز نشان داد موفق باشید. برای یک پیر مرد, یک پنی اتفاق افتاده بود یک نجات دهنده زندگانی.

زندگی به 80 سال عوارض خود را گرفته بود در جان نعناع را فرسوده بدن به خصوص پاهای خود را. اگر چه او با استفاده از یک عصا راه می رفت به آرامی. یک روز را به عنوان او تلاش برای عبور از یک خیابان به او نگاه کرد و دیدم یک پنی. با وجود وضعیت خود نعناع قادر به مقاومت در برابر خم شدن را به آرامی و به چیدن سکه مسی. در همان زمان یک ماشین رانده شده توسط یک پریشان با سه بچه در ماشین ضربه به پیرمرد. اگر چه او در حال رانندگی بود در حدود پنج مایل در ساعت او احساس او ضربه ماشین کاری. ترس بدترین, او تا به حال در واقع اجرا به فرد است. او را دیدم مرد خمیده و بیش قبل از او تا به حال به او رسید.

او از ماشین و زد به پیرمرد. “من خیلی متاسفم آقا! لطفا مرا ببخش!” به عنوان او را از آی فون خود را به 911 تماس بگیرید پیرمرد خواهش کرد که او را برای آمبولانس چرا که او “خیلی ضعیف” به پرداخت هزینه مراقبت های بیمارستان. او مجروح شد اما تلاش برای رسیدن به راه دور برای جلوگیری از رفتن به بیمارستان. در عین حال او نمی تواند حرکت کند.

هنگامی که آمبولانس را وارد امدادگران با دقت او را برداشته و بر روی یک برانکارد. درد در پشت او مشقت بار تبدیل شد. پس از پانزده دقیقه او دراز و اعضای حیاتی و موثر بدن گرفته شد.

“لطفا من نیاز به تماس پسر من!” او گفت:. پزشکان در آمبولانس به او گفت که پسرش می تواند به عنوان به زودی به عنوان آنها را به بیمارستان. هنگامی که آمبولانس در بیمارستان وارد نعناع گرفته شد آمبولانس و carted به اتاق اورژانس که در آن او تقریبا از هوش رفت. پس از به طور خلاصه در حال پردازش پیرمرد در تلاش برای پاسخ به چند سوالات پزشکی. در تضعیف دولت او آرام به نام و شماره خود را به منشی. سپس آنها او را به یک اتاق خصوصی نیمه جایی که او منتظر لحظه برای یک پزشک به بررسی او.

پسر خود را به نام فیلیپ که مشغول به کار در یک فروشگاه تنها چند مایل از بیمارستان است. او مشغول مراقبت از مشتری پرداخت زمانی که آی فون خود را chimed. بیمارستان, منشی, نامیده می شود به او بگویید در مورد پدرش. فیلیپ دست پاچه شد اما مطمئن باشید با این کار او در وضعیت با ثبات است.

فیلیپ پرسید: یک همکار به پوشش او را برای بقیه روز. او با عجله به ماشین و سوار به سرعت به بیمارستان پنج مایل دور. به عنوان به زودی به عنوان او به سرعت پیدا کردن یک فضای پارکینگ او به سرعت راه می رفت به اتاق اورژانس و پرسید: برای جان نعناع. پرستار به کارگردانی او به طور موقت ،

زمانی که نعناع دیدم فیلیپ او می خواست او را در آغوش بگیرید اما نمی تواند با توجه به شدت درد و درد. “من متاسفم پدر!”

“من و شما هر دو. تمام این ظروف سرباز یا مسافر است که هزینه رفتن به ثروت! همه من را سزاوار این بود که انتخاب کنید تا یک پنی است.” نعناع صید سکه را از جیب خود و در آن نگاه کرد. “دنگ پیر گندم پنی!”

“من فکر نمی کنم یک پنی است برای رفتن به ارزش به اندازه کافی برای شما صاف است.” فیلیپ گفت.

ناگهان نعناع فکر “یک دقیقه صبر کنید… من می دانم چیزی در مورد سکه ها.” او کشیده و آن را دوباره. پس از بررسی آن متوجه شد که 1943 پنی بود و نه از فولاد ساخته شده که همه آنها باید. او متوجه شد در طول جنگ جهانی 2, تمام سکه های ساخته شده از فولاد به خصوص آنهایی ضرب در سال 1943. او ساخته شده از مس است. چیزی عجیب و غریب بود در مورد این پنی. او فکر کرد که با شانس خود را در آن جعلی است. سپس او را به یاد یک داستان در مورد یک پسر بچه در کلاس مدرسه که یکی شبیه به خود را در رستورانی در حدود شصت سال پیش. پسر آن را نگه داشته و آن را نشان داد به یک فروشنده سکه که در نتیجه آن بسیار نادر و با ارزش است.

او متوجه شد که پنی بسیار نادر است. فیلیپ انجام برخی تحقیقات و آموخته است که تنها 12 سال 1943 مس سکه زده بودند و پدرش سکه می تواند به ارزش حداقل یک میلیون دلار است.

زمانی که او به پدرش گفت این اطلاعات پدر فریاد زد و خندید. سه پرستاران او را شنیده و آمد در حال اجرا را به اتاق خود فکر او درد وحشتناک بود. نعناع فریاد زد: “نه! من اعتقاد دارم که من می تواند پرداخت به ماندن در اینجا در حالی که برای!”

یک هفته بعد نعناع مرخص شد با هیچ چیز شکسته به جز یک پا شکسته. او با ارسال سکه به نزدیکترین سکه فروشنده که تایید کرد که سکه بود و در واقع نادر است. بعد سکه رفت به حراج در میراث و پیشنهاد نهایی شد $1.7 میلیون دلار است.

اخلاقی این داستان این است که همیشه انتخاب کنید تا یک پنی حتی اگر شما مجبور به خم کردن حتی اگر یک ماشین شیپور خاموشی شما.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *